درسهايي اززلزله كرمانشاه
زلزله آمد اما نرفت هزاران آواره بدنبال مي نيمم سر پناه و حد اقل هاي زنده ماندن هستند حكومت در شروع وقوع فاجعه نه تنها كاري نكرد بلكه مانع كمك رساني مردم هم ميشد و خبرهايش را همه شنيده ايم ، اما برغم همه آه و دردها كه بسيارجانسوز ومنفلب كننده است آنچه كه خيلي بارز و روشن شد همبستگي ملي مردم بود كه به كوري چشم آخوندهاي حاكم به كمك و همياري مردم زلزله زده كرمانساه و غرب كشور شتافتند ، اين بار هركس يك پهلوان تختي شده بود و درباره مردم بي پناه زلزله زده احساس مسوليت ميكرد ونه تنها احساس مسوليت بلكه اقدام عملي هم كردند كه ايران وايراني به آن سرفراز است بله شايد كه ما چيزي نداشته باشيم و آخوندها سفره ها راخالي كرده و ثروت ملي را به يغما برده باشند اما ملتي هستيم كه در سختي ها به كمك هم مي شتابيم ووجدانها بيدار است . اما زلزله چند پيام مهم با خودش داشت : 1. اولين موضوعي كه نمايان شد عدم رسيدگي حكومت به زلزله زدگان بود جالب اينكه حكومت فاسد روحاني با آب و تاب اعلام كرد كه ميزاني بودجه به زلزله زده ها درنظر گرفته است اما 1340...