كارناوال داعش ، داعش


يك زلزله مهيب درغرب ايران رخ داد كه همگان درجريان هستيم ، چه ويراني ها و سوزدلها و جانهاي ازدست رفته عزيزان به همراه داشته ، هنوز مردم مصيبت ديده آواره خيابان وبيابان هستند ، هنوز داغ وتب زلزله فروكش نكرده است ، هنوز جغد شوم بلا در ويرانه ها نشسته است هنوز درد همان زلزله است ، بايد اورژانس رسيدگي شوند، نيازها دارند ، هيچي تمام نشده بايد كمك كرد وبايد موضوع يك ما باشد ،مگر نيست ؟ دروجدان بيدار ايراني، درد  همانا رسيدگي به زلزله  زدگان  است و مردم داغدار آن ، اما چه شده كه اخبار رژيم تغيير مسير داده ، دراين وانفساي بلا و مصيبت مردم دردمند چه شد بوق وكرناي نابودي داعش بلند شد ، ولي فقيهي كه يك هفته طول كشيد تا اظهارلحيه درباره زلزله كند ، پشت سرهم دارد نشست وجلسه سخنراني براي نابودي داعش در سوريه وعراق ميگذارد  نشست با بسيجي ها ، نشست با اهل بيت ها و ....ريلي را كه رفت جالب است بگذار يكبار نگاه كنيم كه چطوري خواست خودش را اززير فشار عدم رسيدگي ها بيرون بكشد واقعا آموزنده استكه چطوري به يك رخداد و مسله داخلي ايران با علم كردن يك موضوع بيروني ميخواهد سرپوش بگذارد ريل مضحك و كاملا حساب شده وبرنامه ريزي شده زير را رفتند تا اذهان را از مسله روي ميز مردم ايران يعني رسيدگي به زلزله ز دگان بيرون بكشد وجوابگوي چيزي نباشد :
مطمْنا يك جلسه گذاشته يابيشتر و تقسيم كار كرده و سناريو چيده اند كه يك موضوع انحرافي بيروني ايجاد كنند و  هركدامشان سهمي داشته و نقشش را بازي كند ، بخشي را پهلوان پنبه ولايت قاسم سليماني را انجام ميدهد ، بخشي را خود ولي فقيه ، بخشي را خرازي وبخشي را شمخاني و بقيه را هم ساير مهره هاي دست چندم بايد انجام بدهند واين چنين سناريو شروع شد :
ابتدا  با آب و تاب در بوق وكرنا دميدند كه قاسم سليماني يك پيام مهم خطاب به رهبرش تا چند دقيقه ديگر خواهد فرستاد بعد او فرستاد كه بله ما داعش را نابود كرديم در سوريه و در عراق (يعني مشكل ايرانيان ،داعش آنهم درسوريه ورقه وآلبو كمال  و عراق وموصل بوده حالا ما تمام شان كرديم ) و اين دست گل را بايد به ولي داد و..... 
قسمت دوم سناريو : بازنظير اولي بوق وكرنا كه ولي فقيه ميخواهد به نوچه اش قاسم جواب بدهد اه چه باشكوه باباخيلي مردم رامجاب كردي بعد ولي فقيه مي ايد تبريك ميگويد و دسته گل يا گلدان گل را به قاسم برميگرداند 
بعد كه اينطوري سناريو استارت خورد سايرمهره ها براي ميدان داري به وسط بازي مي آيند ، شمخاني يك جور ، خرازي يكجور اما جمعه ها هم در آب نمكند كه جمعه برسد و به به و چه چه كنند ، اي لعنت به حكومت شياد و سراپا فساد آخوندي 
اين وسط كرمانشاه چي شد ، سر پل ذهاب چي ، ازگله ومردمش الان چكار ميكنند ، چطوري زلزله جمع وجور شد چطوري به داد مردم بايد رسيد برنامه رسيدگي و حل مشكل چي شد هيچ خبري نيست .... رژيم خميني و بازماندهايش هميشه براي انحراف اذهان عمومي مردم از معضل روي ميز از مسله فقر و فلاكت و سركوب ،به بحران سازي و علم كردن يك عامل بيروني روي مي اورند يك زمان جنگ هشت ساله بود دردوران خميني ملعون  تاجواب اينكه مشكلات مردم بعد ازانقلاب را چطور ميخواهد حل كند را ندهد هيس كسي چيزي نگويد زيرا صدام عفلقي بعثي ، صهيونيستي آمريكايي (بگذريم كه بعد آمريكا اوراسرنگون كرد ) موجود است ، يكزمان بوسني بود ، بعدرسيديم به حرم حضرت زينت و وسوريه و  اين روزها هم بوق داعش .
واقعيت اين استكه يك دريا خون بين مردم ايران و رژيمي كه حاكميت را به سرقت برده وجود دارد ، رژيم جز با سركوب و جز با بحران سازي وعلم كردن عامل  بيروني امكان حكومت ندارد وبه همين خاطر استكه در بحبوحه بدبختي هاي مردم كه بايد جوابگوي درد و آمال ما باشد سراز سوريه و داعش ورقه در مي اورد ، بگذريم كه نابودي داعش قطعا بدست ابو داعش كه رژيم خميني باشد كه پدرخوانده تروريسم باشد حاصل نشده بلكه به يمن هواپيماهاي شيطان بزرگ بدست آمده خود پهلوان پنبه هم اين راخوب ميداند اما الان مانورش را كه ميتواند بدهد ، تنها راه برانداختن اين جرثومه فساد و تباهي درايران است و آن روز دير نيست .


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

قتل عام 67- درباره خاوران بيشتر بدانيد

روحانی: امید یا ناامیدی؟

آیا چهارشنبه ‌سوری امسال متفاوت با گذشته است؟